تبليغاتX
Hélicon
Hélicon
اقامتگاه الهه های هنـــــر

در این جا سعی کردم که شما را با تعداد کمی از کلمات متون قدیمی انگلیسی که ممکن است در نمایش نامه های زبان اصلی دیده باشید، آشنا کنم؛ به این منظور جملات زیبا و پرمحتوایی از شکسپیر را برای شما انتخاب کردم که در ادامه می آید:

 

".Love for thy love, and hand for hand I give"

Henry VI, Act iii, Sc.1 - By Shakespeare

 

 (thy: your (Archaic 

................................................. 

".Sweet, above thought I love thee"

Troilus & C, Act iii, Sc.1 - By Shakespeare

 

(thee: you (Archaic 

.................................................

".For where thou art, there is the world itself, and where though art not, desolation"

Henry VI, Act iii, Sc.2 - By Shakespeare

 

(thou: you (Archaic

(art (are): are (Archaic

.................................................

".Love that well which thou must leave ere long"

Sonnet 73 - By Shakespeare

 

(ere: before (Archaic

.................................................

".Love`s gentle spring doth always fresh remain"

Venus & Adonis - By Shakespeare

 

(doth (do): does (Archaic

.................................................

".Some are born great, some achieve greatness, and some have greatness thrust upon them" 

Twelfth N, Act ii, Sc.5 - By Shakespeare

.................................................

".I can express o kinder sign of love, than this kind kiss"

Henry VI, Act i, Sc.1 - By Shakespeare

.................................................

".Praisingh what is lost, makes the remembrance dear"

   All`s Well, Act v, Sc.3

.................................................

"Thus we play the fools with time; and the spirits of the wise it in the clouds and mock us"

Henry Iv, Act ii, Sc.5


Act (پرده ی نمایش): غالبا نمایش نامه های شکسپیر در پنج پرده اجرا می شود که هر پنج پرده نیز به صحنه های مجزا تقسیم می شود.

البته جدا از آن چه که در متن اصلی دیده می شود، اغلب این تقسیم ها به وسیله ی ویراستارهای ممتاز شکل گرفته است.

و سونات یا غزلواره ه به قطعه شعری 14 سطرى می گویند.

جمعه 15 آبان1388 :: 15:31 ::  نويسنده : سحر عابدی
شاه لیر را یکی از بزرگ‌ترین و ارزنده‌ترین تراژدی هایی که ویلیام شکسپیر نوشته‌است می‌دانند، که به احتمال زیاد در سال ۱۶۰۵ (میلادی) به دست او نوشته شده‌است.

 

شخصیت‌های موجود در نمایش‌نامه

·         لیرشاه پادشاه بریتانیا که در آخر عمر کشورش را بین دخترانش تقسیم می‌کند.

·         گانریل دختر بزرگ لیرشاه و زن دوک آلبانی

·         ریگان دختر دوم لیرشاه و زن دوک کورنوال

·         کردلیا دختر کوچک لیرشاه و زن پادشاه فرانسه

·         دوک آلبانی همسر گانریل

·         دوک کرنوال همسر ریگان

·         امیر گلاستر پدر ادگار و ادموند

·         امیر کنت ندیم پادشاه

·         ادموند پسر نامشروع امیر گلاستر که در نهایت به پدر خود خیانت می‌کند.

·         ادگار پسر امیر گلاستر

·         دلقک

·         ازوالد خدمتکار گانریل

·         پادشاه فرانسه همسر کردلیا

·         دوک برگاندی از خواستگاران کردلیا


"شاه لیر و دلقک در توفان، اثر ویلیام دایس (۱۸۰۶ - ۱۸۶۴).

 

داستان

تراژدی لیرشاه در پنچ پرده تقسیم شده‌است:

پرده نخست

·         صحنه نخست: در این صحنه تمام شخصیت‌های برجسته بازی به جز ادگار و دلقک معرفی می‌گردند و طرح اصلی و فرعی داستان آشکار می‌شود. آزمایش عشق و محبت دختران لیر، تقسیم و تفکیک مملکت، محروم شدن کردلیا از میراث پدر و تبعید امیر کنت همه به دست لیر وقایع این صحنه را تشکیل می‌دهد.

·         صحنه دوم: ظهر ادماند بر روی صحنه و مکالمه او با خویشتن که شرارت و رذالت مخوفش را آشکار می‌سازد و با نامه‌ای مجهول امیر گلاستر را مرعوب و مفتون فکر خود می‌سازد و ادگار را توطئه‌گر علیه او جلوه می‌دهد.

·         صحنه سوم: گانریل اکنون بر نیمی از مملکت حاکم است و از رفتار و کردار و مخصوصاً از مکالمه‌اش با ازوالد معلوم می‌گردد که چه شیوه‌ای را نسبت به پدرش تعقیب می‌کند. امیر کنت با لباس مبدل در زمره خدمتگزاران لیرشاه وارد می‌شود.

·         صحنه چهارم: در این صحنه دلقک آشکار می‌شود. لیر که در قصر گانریل است با توجه به رفتار او از رفتار پر خطای خود با کردلیا پشیمان می‌شود، اما هنوز به ریگان امیدوار است و راهی قصر او می‌شود.

پرده دوم

·         صحنه نخست: ادماند، ادگار را در نظر امیر گلاستر فرزندی ناخلف و توطئه‌گر نشان می‌دهد که این طرح داستان با آمدن ریگان و گانریل به قصر امیر گلاستر با طرح اصلی داستان متحد می‌شود.

·         صحنه دوم: در حالی که ریگان با گلاستر مشغول مذاکره‌است و او را از جریان اوضاع آگاه می‌نماید و امیر کرنوال ادماند را مورد لطف قرار می‌دهد، ازوالد و امیر کنت با هم می‌جنگند و در نتیجه امیر کنت تنبیه می‌شود.

·         صحنه سوم:ادگار درصدد است که با لباس مبدل نقش یک دیوانه را بازی کند.

·         صحنه چهارم: لیر با دیدن برخورد بد ریگان با امیر کنت ناراحت می‌شود و از منزل ریگان بیرون می‌آید و در طوفان ناپدید می‌شود.

پرده سوم

·         صحنه نخست: امیر کنت خبر می‌دهد که پادشاه فرانسه در صدد حمله به بریتانیا است.

·         صحنه دوم: لیر و دلقک و امیر کنت در طوفان گرفتارند.

·         صحنه سوم: گلاستر به ادماند می‌گوید که قصد دارد لیر را کمک کند و ادماند نیز درصدد است که این مسئله را به امیر کرنوال بگوید.

·         صحنه چهارم: امیر کنت، دلقک و لیر در طوفان به کلبه‌ای که ادگار در آن است پناه می‌برند. امیر گلاستر برای پناه‌دادن به لیر اقدام می‌کند.

·         صحنه پنجم: ادماند امیر کرنوال را از عمل امیر گلاستر با خبر می‌کند.

·         صحنه ششم: امیر گلاستر لیرشاه و همراهانش را به منزلی روستایی در نزدیکی قصرش پناه می‌دهد. لیر در دادگاهی خیالی ریگان و گانریل را محاکمه می‌کند که ادگار و دلقک قاضی‌های این محاکمه هستند.

·         صحنه هفتم: امیر گلاستر را دست‌ بسته پیش امیر کرنوال می‌برند و اورا شکنجه می‌دهند و در نهایت چشمانش را کور می‌کنند. گلاستر در نهایت می‌فهمد که ادماند او را لو داده‌است. در این گیرودار یکی از نوکران کرنوال با شمشیر او را زخمی می‌کند که به مرگ او می‌انجامد.

پرده چهارم

·         صحنه نخست: امیر گلاستر توسط ادگار از قصر خارج می‌شود.

·         صحنه دوم: بین ادماند و گانریل عشقی به وجود می‌آید. امیر آلبانی از شرایط به وجود آمده (رفتار با لیرشاه و امیر گلاستر) ناراضی است.

·         صحنه سوم: امیر کنت با قاصدی از کردلیا روبرو می‌شود و از وقایع با خبر می‌شود. (این صحنه در تمامی نسخه‌ها وجود ندارد)

·         صحنه چهارم: کردلیا آماده‌است تا از پدرش پذیرایی کند.

·         صحنه پنجم: ریگان نیز گرفتار عشق ادماند شده‌است و سعی می‌کند که به ازوالد بقبولاند که او را در این را کمک کند که موفق نمی‌شود.

·         صحنه ششم: ادگار امیر گلاستر را که قصد خودکشی داشت را متعاقد می‌کند که با وجود آن که وی به قعر پرتگاه فرو افتاده اما به طرزی معجزه‌آسا زنده متانده‌است. در این حال لیر با امیر گلاستر دیدار می‌کند و فرستاده‌ای از سوی کردلیا لیر را با خود به سمت لشگر فرانسه می‌برد. پس از رفتن آنان ازوالد به امید دریافت پاداشی، آهنگ کشتن امیر گلاستر را می‌کند که در نهایت ادگار او را می‌کشد. ادگار نامه گانریل به ادماند را در جیب ازوالد پیدا می‌کند.

·         صحنه هفتم: لیر در حال استراحت در چادری در لشکر فرانسویان است. بین کردلیا و پزشک معالج لیر گفتگویی در جریان است.

پرده پنجم

·         صحنه نخست: امیر آلبانی و ادماند در حال آماده‌کردن لشکریان برای مبارزه با لشکر فرانسه هستند. ادگار نامه گانریل را به امیر آلبانی می‌دهد.

·         صحنه دوم: لشکر فرانسه شکست می‌خورد و لیرشاه و کردلیا دستگیر می‌شوند.

·         صحنه سوم: ادماند کسی را مأمور می‌کند که لیرشاه و دخترش را در زندان بکشد.

·         صحنه چهارم: امیر آلبانی ادماند را به جنگ تن‌به‌تن دعوت می‌کند. ادگار وارد میدان می‌شود و با ادماند می‌جنگد و او را می‌کشد. ریگان در اثر سمی که گانریل به او داده می‌میرد و گانریل نیز بعد از مرگ ادماند خود را با خنجر می‌کشد. امیر کنت وارد می‌شود و سراغ لیرشاه را می‌گیرد. در این هنگام لیرشاه با جسد کردلیا در دست وارد می‌شود و می‌گوید که جلاد کردلیا را کشته‌است. او خبر می‌دهد که دلقک را نیز اعدام کرده‌اند و بعد از شدت غصه می‌میرد.

جمعه 15 آبان1388 :: 15:5 ::  نويسنده : سحر عابدی
تاجر ونیزی (به انگلیسی: The Merchant of Venice) نام یکی از نمایشنامه‌های نوشتهٔ ویلیام شکسپیر نویسنده نامدار انگلیسی است.



داستان

کمدی تاجر ونیزی داستانی خیالی و ساده‌ است که از تلفیق دو داستان اصلی و جداگانه و دو داستان فرعی دیگر به وجود آمده‌است. یکی از دو داستان، مربوط به قرضی است که آنتونیو تاجر ونیزی برای کمک به دوست خود بسانیو و تهیه مقدمات خواستگاری و عروسی وی با دختری به نام پورشیا از یک یهودی (شایلاک) می‌گیرد و در مقابل سندی به او می‌دهد که در صورت عدم امکان در پرداخت آن در موعد مقرر مقداری از گوشت بدن خود را، از هر قسمتی که طلبکار مایل باشد، به عنوان جریمه به او بدهد و چون بر حسب تصادف تاجر از عهده پرداخت بدهی خود بر نمی‌آید، کار به دادگاه کشیده می‌شود و در آن جا به وسیله پورشیا نجات می‌یابد و شایلاک محکوم می‌شود.

داستان اصلی دیگر مربوط به سه صندوقچه طلا و نقره و سرب است که پدر پوشیا برای دخترش به ارث گذاشته‌است و وصیت کرده که دخترش مجاز است که با کسی ازدواج کند که جعبه مناسب را برگزیند و همه خواستگاران به جز بسانیو که مورد علاقه این دختر بوده در انتخاب آن دچار اشتباه می‌شوند.

در این نمایش‌نامه دو داستان فرعی دیگر نیز وجود دارد که یکی از آن ها فرار دختر یهودی با مقداری جواهر و پول متعلق به او و ازدواج با یک جوان مسیحی است و دیگر موضوع اصرار وکیل در گرفتن انگشتری نامزدی از موکل خود به عنوان پاداش است که منجر به صحنه‌های خنده‌آور اختلاف و مشاجره ظاهری بین دو عروس و دو داماد می‌شود.

 

تشریح شخصیت‌های داستان

شایلاک: شایلاک فقط در پنج صحنه از بیست صحنه ظاهر می‌شود ولی بسیاری از تماشاگران شخصیت اساسی و اصلی نمایش‌نامه‌است. با وجود این که این شخصیت از داستان دیگری اقتباس شده، شایلاکی که شکسپیر در نمایش‌نامه خود معرفی می‌کند، ساخته دست او است و نماینده قوم یهود نیست بلکه واجد صفات شخصیت مخصوص این بازیگر می‌باشد.

پورشیا: در قسمت اول نمایش‌نامه تا مدتی که محکوم به اطاعت از وصیت‌نامه پدرش درباره صندوقچه‌ها است نقش مهمی ندارد اما درصحنه دادگاه خصائل اصلی او ناگهان هویدا می‌شود.

آنتونیو: آنتونیو را از برخی جهات یکی از قهرمانان داستان به شمار می‌رود، زیرا گذشته از این که نمایش‌نامه به نام اوست و با وجودی که فعالیت او در داستان زیاد نیست به عنوان نمونه عالی فداکاری در راه دوستی معرفی شده که از خوشی دیگران شاد است و موفقیت بسانیو و پورشیا دو قهرمان دیگر داستان بستگی به او دارد.

بسانیو: نقش اساسی او در داستان صندوقچه و این که عامل اصلی قرض گرفتن از شایلاک در واقع بسانیو بوده او را به یکی از شخصیت‌های اصلی داستان تبدیل کرده‌است.

 

منبع

·         شکسپیر، ویلیام. تاجر ونیزی. ترجمهٔ علاءالدین پازارگادی. چاپ دوم ۱۳۷۷

جمعه 15 آبان1388 :: 15:0 ::  نويسنده : سحر عابدی
رومئو و ژولیت یکی از نمایشنامه‌های درام عاشقانه ویلیام شکسپیر (۱۶۱۶-۱۵۶۴) است. رومئو و ژولیت معضل عشق است و نخستین نمایشنامه تراژیک شکسپیر است. شاهکار شکسپیر در آن است که عشق را به یک معضل تبدیل می‌کند. نمایشنامه رومئو و ژولیت بیننده را در برابر این پرسش قرار می‌دهد که: عشق واقعا چیست؟

 

خلاصه داستان

رومئو و ژولیت دختر و پسر جوانی‌اند که خانواده‌های آنان با یکدیگر دشمنی دیرینه دارند و از این رو اجازه نمی‌دهند آن ها با هم ازدواج کنند. قهرمانان یک زوج جوان ساده و یک لاقبایند که در آتش عشق یکدیگر می‌سوزند. اما نمی‌توانند به‌هم برسند و پس از نخستین و تنها شب مشترک عشق ورزی، تصمیم به خودکشی می‌گیرند.

 

شخصیت‌های اصلی

·         ژولیت کپیولت

·         رومئو مونتگیو

·         پاریس (اشراف زاده‌ای از ورونا خواستگار ژولیت)

·         مرکوشیو (دوست رومئو و از خانواده مونتگیو)

·         تیبالت (پسر خاله ژولیت از خانواده کپیولت)

·         دایه (دایه ژولیت)

·         کپیولت (پدر)ژولیت

·         مونتگیو (پدر) رومئو

 

ترجمه به فارسی

از رومئو وژولیت ۵ ترجمه به فارسی شده‌است.

 

فیلم‌ها

·         رومیو و ژولیت (بریتانیا و ایتالیا، ۱۹۶۸)

·         فرانکو زفیرلی کارگردان

 

منبع

·         رومئو و ژولیت - ذبیح الله منصوری

جمعه 15 آبان1388 :: 14:54 ::  نويسنده : سحر عابدی
نمایشنامه ی هملت نوشته ی ویلیام شکسپیر یکی از مشهورترین نمایشنامه‌های تاریخ ادبیات جهان است.

 

خلاصه ی داستان

داستان این نمایشنامه از آن جا آغاز می‌شود که هملت شاهزاده دانمارک از سفر آلمان به قصر خود در هلسینبورگ دانمارک بازمی گردد تا در مراسم تدفین و خاکسپاری پدرش شرکت کند. پدرش به گونه مرموزی به قتل رسیده‌است. کسی از چگونگی و علل قتل شاه آگاه نیست. در همان حین هملت درمی یابد که مادر و عمویش با یکدیگر پیمان زناشوئی بسته و هم بستر شده‌اند. وسوسه‌ها و تردیدهای هملت هنگامی آغاز می‌شود که شاه مقتول به شکل روح به سراغ او می‌آید. روح بازگو می‌کند که چگونه به دست برادر به قتل رسیده‌است و از هملت می‌خواهد که انتقام این قتل مخوف و ناجوانمردانه را باز ستاند. در طی این ماجرا او باز می‌یابد که پدر معشوقه‌اش، افلیا در قتل پدرش دست داشته است. افلیا از نقشه‌‌های هملت آگاه می‌شود و پس از آگاهی از مرگ پدرش مجنون شده و خود را در رود‌خانه‌ای غرق می‌کند. هملت بلاخره انتقام پدرش را از عمویش می‌گیرد و در پایان نمایشنامه کشته می‌شود.

 

درباره ی نمایشنامه

در نوشته‌های شکسپیر طبیعت انسان همچون طبیعت سرکش سرشار از چیستان ها و شگفتی هاست. خونخواهی پدر یکی از «طبیعی ترین» خواص انسانی است که خط اصلی را در این نمایشنامه تعیین می‌کند.

بخش بزرگی از نمایشنامه شرح تردید اجتناب ناپذیر هملت به انتقام است. انتقام موضوع اصلی نمایشنامه‌است. اما طبع بشری اصولا چندگانه و پیچیده تر از آن است که به سادگی به ماشین قتل تبدیل شود.

هملت در پی رام ساختن طبع وحشی انسان است. اما در عملی ساختن این هدف در تردید و وسوسه قرار می‌گیرد. از تردید و دو دلی دچار افسردگی می‌شود. «بودن یا نبودن» پرسش بزرگ هملت است. مونولوگ معروف هملت کشاکش نیروهای سرنوشت و آزادی اراده را چنین تصویر می‌کند: «بودن یا نبودن مسئله اینست. آیا شرافتمندانه‌تر است که ضمیر انسان تیر طالع شوم را تحمل کند یا در برابر توفان بلا قد برافرازد و سلاح برگیرد و آن را پایان دهد؟ مردن و خوابیدن و شاید خواب دیدن و دیگر هیچ!»

 

ترجمه

طی سال‌های مختلف ترجمه‌های گوناگونی از هملت به زبان فارسی صورت گرفته است.

مسعود فرزاد، ۱۳۴۶

محمود اعتمادزاده (م.ا. به‌آذین)، از روی ترجمه فرانسهٔ ایو بونفوا (Yves Bonnefoy)

علاءالدین پازارگادی، ۱۳۷۵، در مجموعهٔ آثار نمایشی ویلیام شکسپیر

 

منبع

·        ویلیام شکسپیر. هملت. ترجمه: محمود اعتمادزاده

·        ویلیام شکسپیر. هملت. ترجمه: مسعود فرزاد

جمعه 15 آبان1388 :: 14:46 ::  نويسنده : سحر عابدی
اُتِلّو نمایشنامه‌ای معروف از ویلیام شکسپیر، نویسنده کلاسیک انگلیسی است که به مضمون عشق می‌پردازد. در این نمایشنامه او به جنبه خیانت در عشق می‌پردازد.

در این تراژدی، اتلو (نام دیگرش مغربی است)، شخصیت مرد داستان با دسیسه‌ها و توطئه‌هایی که زیر دستش انجام می‌دهد، به همسر خود شک می‌کند و بدون این که این ماجرا را با زن در میان بگذارد بی‌رحمانه او را می‌کشد و تازه بعد از کشتن او به بیگناهی همسر وفادارش پی‌می‌برد که بسیار دیر است.

جمعه 15 آبان1388 :: 14:34 ::  نويسنده : سحر عابدی
ویلیام شکسپیر (به انگلیسی: William Shakespeare) ‏ (۱۵۶۴-۱۶۱۶) شاعر و نمایشنامه‌نویس انگلیسی که وی را بزرگ‌ترین نویسنده در زبان انگلیسی دانسته‌اند.
 

زندگی

ویلیام شکسپیر در ۲۳ آوریل سال ۱۵۶۴ متولد شد. شهرت شکسپیر به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس منحصر به فرد است و برخی او را بزرگترین نمایشنامه نویس تمام دوران می‌دانند اما بسیاری از حقایق زندگی او مبهم است.

ویلیام شکسپیر در ماه آپریل (احتمالا روز بیست و سوم) در استراتفورد متولد شد. پدرش بازرگان پشم و مادرش فرزند زمین داری محلی بود. شکسپیر احتمالا در مدرسه ی گرامر استراتفورد تحصیل و در آن جا اطلاعات ارزشمندی درباره ی لاتین به دست آورده؛ اما ویلیام رهسپار آکسفورد و یا کمبریج نشد. درباره ی جوانی‌های ویلیام افسانه‌ها یست و در واقع سند مستندی وجود ندارد. اولین مدرکی که ما درباره ی او پس از مراسم تعمید و نام گذاری داریم از ازدواج او با آنی هاداوای anne hathaway در سال ۱۵۸۲ می‌باشد. که ثمره ی آن دختری در سال ۱۵۸۳ و یک دختر و پسر دو قلو در سال ۱۵۸۳ بود. پس از آن ما هیج اطلاعی در باره ی فعالیت‌های او برای ۷ سال نداریم، اما وی احنمالا پیش از سال ۱۵۹۲ در لندن به عنوان بازیگر کار می‌نموده. در این موقع چندین هیثت بازیگران در لندن و دیگر مناطق وجود داشت که ارتباط شکسپیر با یکی یا بیش تر از آن ها همگی حدسیات است. اما ما از ارتباط مفید و طولانی او با موفق ترین دسته بازیگران با نام مردان لرد چامبرلین The Lord Chambelain's Men اطلاع داریم که پس از آمدن جیمز اول به تخت مردان شاه the King's Men نام گرفتند. شکسپیر نه تنها با این گروه بازی کرد بلکه سرانجام سالار صاحب سهم و مدیر نمایشنامه شد. دسته شامل کسانی که در آن روزگار مشهورترین بازیگران بودند می‌شد مانند Richard Burbage (که بی شک خالق نقش‌های هاملت، لیر و اوتلو بود) همین طور Robert Armin و Will Kempe (بازیگران نمایشنامه ی دلقک و احمق شکسپیر ) همچنین ایشان شناخته شده ترین تئاتر الیزابتی در سال ۱۵۹۹ بودند. شکسپیر در دوران نخستین خود را محدود تئاتر ننموده و در سال ۱۵۹۳ شعر عشقی اساطیری ونوس و آدونیس و در سال پس از آن نیز ربودن لاکریس را منتشر ساخت. و تا ۱۵۹۷ وی کامکار شد تا خانه یی نو را در استراتفورد خریداری نماید و اینک او می‌توانست خود را یک جنتلمن بنامد.

فرانسیس میرس Francis Meres در پالادیس تامیا: خزانه هوش (۱۵۹۸) در رابطه با شکسپیر می‌گوید: همانطور که پلاتوس و سنکا Plautus and Seneca بهترین برای کمدی و تراژدی در میان لاتین هستند شکسپیر فاخرترین آن ها از هر دو گونه در روی صحنه‌است.

با دو چکامه‌ای که شکسپیر در سال‌های ۱۵۹۳ و ۱۵۹۴ به چاپ رساند اشعار او زودتر از نمایش‌هایش چاپ شدند همین طور باید گفت که بیشتر غزل‌های وی باید در این سال‌ها نوشته شده باشند و نمایش‌های او پس از سال ۱۵۹۴ نمایان شده‌اند و او به طور کلی هر دو سال یکی را ارئه نمود که هریک شامل سرود و آهنگ‌هایی بسیار زیبایی می‌شدند.

نمایش‌های ابتدایی شکسپیر شامل: هنری چهارم، تیتوس آندرونیکس، رویای شبی در نیمه ی تابستان، بازرگان ونیز و ریچار دوم می‌شود که همگی در میانه و اواخر دهه ۱۵۹۰ تاریخ گذاری شده‌اند.

همین طور بعضی از تراژدی‌های مشهور او که در اوایل دهه ۱۶۰۰ گفته شده‌اند شامل: اوتلو، شاه لیر و ماسبت می‌شود. در حدود سال ۱۶۱۰ شکسپیر به استراتفورد برای استراحت بر می‌گردد و با وجود آن به نوشتن ادامه می‌دهد که دوره ی رمان و کمدی-استراتژی او به حساب می‌آید مانند: طوفان، هنری هشتم، سیمبلاین و داستان زمستان. درمورد غزلیات او می‌توان گفت که نخستین بار در سال ۱۶۰۹ به چاب رسیدند.

 

مرگ

ویلیام شکسپیر به تاریخ ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ درگذشت و جسد او دو روز پس از آن در کلیسای مقدس ترینتی به خاک سپردند. او حتی قطعه‌ای ادبی نیز برای روی سنگ قبر خود گفته که بر روی آن حک شده‌است : به خاطر حضرت مسیح از کندن خاکی که این جا را احاطه کرده خودداری کن، خجسته باد کسی که این خاک را رها کند و نفرین باد کسی را که استخوان‌های مرا بردارد. او در حالی مرد که به سال ۱۶۱۶ هیچ نسخه ی جمع آوری شده‌ای از آثار شکسپیر وجود نداشت، و بعضی از آن ها در نسخه‌هایی مستقل چاپ شده بودند که همان‌ها هم بدون نظارت ویرایش او بود. و در سال ۱۶۲۳ دو تن از اعضای هیئت شکسپیر جان همینگز و هنری کاندل نسخه‌ای جمع آوری شده از تمام نمایش‌هایش که مورد تصحیح و رسیدگی قرار گرفته شده بود به چاپ رسید که فیرست فالیو first folio نام گرفته شد.

 

مهم ترین آثار

  • اتلو (Othello)
  • مکبث (Macbeth)
  • هملت (Hamlet)
  • ژولیوس سزار (Julius Caesar)
  • رومئو و ژولیت (Roméo and Juliet)
  • تاجر ونیزی (Merchant of Venice)
  • شاه لیر (King Lear)
  • رویای شب نیمه تابستان (A Midsummer Night's Dream)
  • هنری ششم (Henry VI)
  • دو نجیب‌زاده ورونایی (Two Gentlemen of Verona)
  • ریچارد سوم (Richard III)
  • تیتوس آندرونیکوس (Titus Andronicus)
  • شاه جان (King John)
  • ریچارد دوم (Richard II)
  • هنری چهارم (Henry IV)
  • اشتباهات خنده دار (Comedy of Errors)
  • هیاهوی بسیار برای هیچ (Much Ado about Nothing)
  • هنری پنجم (Henry V)
  • تروئیلوس و کریسدا (Troilus and Cressida)
  • آنتونیوس و کلئوپاترا (Antony and Cleopatra)
  • تیمون آتنی (Timon of Athens)
  • پریکلس (Pericles)
  • کوریولانوس (Coriolanus)
  • قصه زمستانی (A Winter's Tale)
  • هنری هشتم (Henry VIII)
  • رام کردن زن سرکش

 

اشعار غنایی شکسپیر نیز از شاهکارهای شعر و ادبیات انگلیسی است. از آن جمله می‌توان به منظومه‌های زیر اشاره کرد:

  • ونوس و آدونیس (Venus and Adonis)
  • زائر پرشور (The Passionate Pilgrim)
پنجشنبه 14 آبان1388 :: 23:21 ::  نويسنده : سحر عابدی
وی را بزرگترین نمایشنامه‌‌نویس در زبان انگلیسی دانسته‌اند.

به همان درجه که سعدی، حافظ و فردوسی مظهر تفکر و زبان و ادبیات ایرانیان هستند و گفته‌های آنان زبانزد خاص و عام است، شکسپیر هم در تمدن انگلستان مقامی بسیار ارجمند دارد که شواهد آن در تشکیل انجمن‌های مخصوص برای قرائت نمایشنامه‌های او، دسته‌های سیار یا ثابت هنر پیشگان حرفه‌ای یا تفننی به نام "گروه شکسپیر" و همچنین تصاویر و مجسمه‌های متعدد از او و بازیگران نمایشنامه‌های او، نامگذاری خیابان ها، خانه‌ها و حتی میکده‌ها به نام او کاملاً مشهود و محقق است. حتی جملات و گفته‌های او به صورت کلمات قصار و ضرب المثل در گفتگوهای روزمره به گوش می‌‌رسد، بدون این که گوینده یا شنونده از منبع حقیقی آن آگاه باشد.

 

زندگی‌نامه



ادامه مطلب ...
پنجشنبه 14 آبان1388 :: 19:34 ::  نويسنده : سحر عابدی

."Our doubts are traitors, and make us lose the good we oft might win, by fearing to attempt"

M for M, Act i, Sc.5 - By Shakespeare

.................................................

(oft: often (Poetry


بارها به خود نهیب زده ام که به همان اندازه که «شک» می کنی، می تواند «اطمینان» وجود داشته باشد!

 

پنجشنبه 14 آبان1388 :: 16:27 ::  نويسنده : سحر عابدی
 

آثار: کلاژ - سیاه قلم - مرکب و قلم - آبرنگ

زمان: ۱۶ الی ۲۱ آبان ماه

مکان:سید خندان - خ شریعتی - پارک اندیشه - فرهنگسرای اندیشه -  نگار خانه ی اندیشه.

 

سه شنبه 12 آبان1388 :: 13:35 ::  نويسنده : سحر عابدی
درباره

زندگانیت،
مانند ستاره ی سحری بود،
مانند شبنمی،
آهی و مِهی در زیر اشعه ی آفتاب،
رگبار و گرد و خاک بود.

برف بهاری،
گُل،
رنگین کمان،
شاخه ی باریک در طوفان،
صاعقه،
پرتو،
طنین صدا،
رویا،
پرواز پرنده،
سایه،
و دودی در باد بود.

Weckerlin